1405-06-18 08:01

جهت جستجو عبارت خود را در کادر روبرو وارد نمایید

اخبار ایران و استان

جنگ و صلح؛ اختیارات رئیس‌جمهور و ضرورت حفظ وحدت!

آقای پزشکیان گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد.بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات،به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است،جنگ را پایان دهیم.»

برداشت شما از این سخن چیست؟

جنگ و صلح؛ اختیارات رئیس‌جمهور و ضرورت حفظ وحدت!

آقای پزشکیان گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد.بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات،به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است،جنگ را پایان دهیم.»

برداشت شما از این سخن چیست؟

آقای پزشکیان گفته: «جنگ باید در یک مقطع به پایان برسد.بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و تأکید می‌کنند که آمریکا برخلاف تمام مقررات،به مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های ما حمله کرده و در دنیا منفور است،جنگ را پایان دهیم.»

برداشت شما از این سخن چیست؟

این حرف به معنای این است که امروز کلیدِ پایان جنگ در دست ایران است و این ایران است که بر ادامه جنگ و ناامنی در منطقه اصرار دارد. آیا برداشت دیگری از این سخن، قابل تصور است؟ آیا این ادعا، بین مردم خودمان اختلاف نمی‌اندازد که جناب رئیس جمهور می‌خواهد جنگ را تمام کند اما سایرین(از رهبری تا نیروهای مسلح و مردم مؤمن کف خیابان) اجازه نمی‌دهند؟!

اولاً آقای رئیس جمهور باید دقت کند که بحث پایان جنگ، صرفاً یک شعار رسانه‌ای پوپولیستی و انتخاباتی نیست؛ موضوعی راهبردی و دارای سازوکار حقوقی مشخص است. در ساختار قانونی نظام جمهوری اسلامی، تصمیم‌گیری نهایی درباره جنگ و صلح در حوزه اختیارات رهبری قرار دارد و سایر مسئولان باید در حوزه اختیارات خود عمل کنند و در بیان مواضع خود، هم به این چارچوب و هم به پیامدهای امنیتی سخنانشان در انظار دوست و دشمن توجه کنند.

ثانیاً، واقعیت را نباید تحریف کرد؛ امروز این آمریکاست که نمی‌خواهد وضعیت ایران عادی شود. نمونه آن همین تفاهم‌نامه و نقض عملی آن از سوی آمریکا!

ثالثاً، واقع‌گرایی سیاسی می‌گوید جنگ با «اعلام تمایل» یک طرف پایان نمی‌یابد. باید دید طرف مقابل چه می‌خواهد، چه فشارهایی اعمال می‌کند و برای توقف تجاوز چه تضمین عملی می‌دهد. اگر آمریکا همچنان بر حفظ فشار، تحریم، حضور نظامی و تحمیل خواسته‌های خود در حوزه هسته‌ای و غیره اصرار دارد، سخن گفتن از پایان جنگ بدون تعیین شروط روشن، تضمین مشخص و اقدام عملی از سوی متجاوز، می‌تواند آدرس غلط به جامعه و پالس ضعف به دشمن بدهد.

تنگه هرمز نیز صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ یک اهرم راهبردی است. هر تصمیم درباره آن باید در برابر دستاوردهای واقعی، از جمله توقف تهدید، رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و تضمین امنیت کشور سنجیده شود. بازگشت به وضعیت عادی بدون دریافت تضمین، نه صلح می‌آورد و نه امنیت؛ بلکه ممکن است ابتکار عمل را به طرف مقابل واگذار کند.

رابعاً اختلاف‌سازی داخلی و ادبیات انفعالی، در چنین شرایطی تنها محاسبات دشمن را آسان‌تر می‌کند. این مدل اظهارات جامعه را دچار اختلاف و دوقطبی می‌کند و مردم را به جان همدیگر می‌اندازد. حملات این چندماه جریان غربگرا به رهبری و ملت مبعوث شده با این اظهارات شدیدتر خواهد شد!

داود مدرسی‌یان

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در whatsapp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *