عدالت ،کلمه ای ساده اما پرمعناست .کودکان ما هر روز در کلاس درس آن را می خوانند، در کتاب های درسی درباره اش می نویسند و از زبان معلم می شنوند: ((عدالت یعنی هر کس به حق خود برسد .))اما کافی است زنگ مدرسه به پایان برسد و پای آنها به خانه باز شود، تا بفهمند این کلمه در دنیای واقعی چندان هم پررنگ نیست .
کافی است به چهره خسته پدر کارگری نگاه کنند که صبح تا شب کار کرده ،اما شب هنگام با شرمندگی به خانه بازمی گردد؛ چون حقوقش پیش از رسیدن ،خرج اجاره، قبض ها و قرض ها شده است .کافی است به دست های لرزان مادری نگاه کنند که میان هزینه درمان و خرید کیف و کفش برای فرزندش یکی را انتخاب می کند .کافی است خودشان ببینند که دفتر مشقشان پر است، اما یخچال خانه شان خالی .
عدالت در کتاب ها جا مانده است و جیب های مردم روز به روز خالی تر می شود .
این روزها تورم و گرانی دیگر فقط عددی در آمارهای رسمی نیست. گرانی مثل سایه ای سنگین بر زندگی مردم افتاده است. مردم هر روز صبح با ترس از قیمت های جدید از خانه بیرون می روند؛ ترسی که حتی نان ساده و لبنیات را هم به کالایی پرمناقشه تبدیل کرده است .تورم فقط سفره ها را کوچک نکرده ،که دل ها را هم تنگ کرده و امید به آینده را لرزان ساخته است.
دانش آموزی که باید رویای فردای روشن داشته باشد، امروز حساب و کتاب هزینه ی نوشت ابزار را بلد است. او مفهوم عدالت را نه از روی صفحه کتاب، که از چهره نگران خانواده اش درک می کند .این نسل می بینند که میان شعارهای پر زرق و برق و واقعیت های تلخ زندگی فاصله ای عمیق وجود دارد. نسلی که به جای خیال پردازی برای فردا، به ناچار پرسشی ساده اما کوبنده در ذهن دارد: (( چرا آنچه می خوانیم با آنچه می بینیم یکی نیست؟))
در چنین شرایطی، سخن گفتن از عدالت و برای مردم به طنز تلخ شبیه است. مردم توضیح نمی خواهند؛ تغییر می خواهند عدالت باید در دسترس باشد، نه در کتاب ها باید در نان شب کارگر باشد، در اجاره خانه ای که دیگر کمر خم نکند، در شهریه ای که مانع تحصیل کودک نشود ،و در امنیت شغلی که امید را به خانواده ها بازگرداند .
اگر امروز عدالت بر زندگی روزمره جاری نشود ،فردا نسلی خواهیم داشت که به هیچ شعاری باور ندارد. نسلی که نه به کتاب های درسی اعتماد می کند، نه به وعده های رسمی. و این ،خطری بزرگ از هر بحران اقتصادی است ؛چرا بحران اعتماد، بنیان یک جامعه را تهدید می کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است عدالت از قاب کلمات بیرون بیاید و بر سفره مردم بنشیند .باید در نگاه کارگر، در لبخند کودک، و در آرامش مادر تجلی یابد. وگرنه، تاریخ این سکوت و بی توجهی را با صدایی بلند قضاوت خواهد کرد.