از چالشترِ قفلساز تا شهرکردِ نمدمال و بروجنِ گیوهدوز؛ آیا چهارمحال و بختیاری میتواند نخستین شهر جهانی صنایعدستی خود را به جهان معرفی کند؟
صنایعدستی چهارمحال و بختیاری فقط مجموعهای از کالاهای سنتی برای فروش در بازارهای محلی نیست؛ این هنرها بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی، دانش بومی و شیوه زندگی مردم این سرزمیناند.قفلسازی و فلزکاری سنتی چالشتر، نمدمالی شهرکرد، گیوهدوزی بروجن و در کنار آنها چوقا، گلیم، جاجیم و بافتههای عشایری، هرکدام بخشی از داستان فرهنگی و اجتماعی این استان را روایت میکنند.
اکنون یک فرصت بینالمللی پیش روی استان قرار گرفته است: برنامه «شهر جهانی صنایعدستی» شورای جهانی صنایعدستی (WCC-World Craft City).
شورای جهانی صنایعدستی، برنامه شهر جهانی صنایعدستی را از سال ۲۰۱۴ راهاندازی کرده است. هدف این برنامه، ایجاد شبکهای جهانی از شهرهای دارای ظرفیت برجسته صنایعدستی و تقویت نقش صنایعدستی در توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. در اهداف رسمی WCC، موضوعاتی مانند اعتبار جهانی شهرها، حمایت دولتها، نوآوری محلی، گردشگری خلاق، تبادل دانش و ایجاد همکاری میان شهرهای صنایعدستی مورد تأکید قرار گرفته است.بنابراین این فرصت را نباید صرفاً یک مسابقه برای دریافت یک عنوان دانست؛ بلکه میتوان آن را آغاز یک برنامه توسعه فرهنگی و اقتصادی برای استان تلقی کرد.
چرا این موضوع برای چهارمحال و بختیاری اهمیت دارد؟
چهارمحال و بختیاری از استانهایی است که بخش قابل توجهی از میراث فرهنگی آن هنوز در قالب «میراث زنده» وجود دارد؛ یعنی هنرهایی که هنوز توسط انسان تولید میشوند، استادکار دارند، قابلیت آموزش دارند و میتوانند به نسل آینده منتقل شوند.اما همین میراث زنده با تهدیدهایی نیز مواجه است؛ کاهش استادکاران، دشواری انتقال مهارت به جوانان، ضعف بازار، نبود برندهای قدرتمند، محدودیت زیرساختهای گردشگری و فاصله میان هنر سنتی و طراحی و بازار امروز.
در چنین شرایطی، عنوان جهانی تنها زمانی ارزشمند است که بتواند به احیای واقعی هنر، افزایش درآمد هنرمندان، جذب گردشگر و ایجاد اشتغال منجر شود.از این منظر، فراخوان شورای جهانی صنایعدستی میتواند برای استان یک نقطه آغاز باشد.
مسئله اصلی؛ کدام شهر را باید معرفی کرد؟
نخستین اشتباه آن است که استان بخواهد با عنوان کلی «صنایعدستی چهارمحال و بختیاری» وارد رقابت جهانی شود.برنامه WCC بر معرفی ظرفیت مشخص شهرها و مناطق در رشتهها و حوزههای معین صنایعدستی تأکید دارد. در فهرست شهرهای جهانی نیز نمونههایی وجود دارد که عنوان آنها به یک تخصص مشخص مانند سنگتراشی، سفال، رنگرزی نیل طبیعی، کریستال یا مبلمان سنتی پیوند خورده است.بنابراین پیشنهاد من این است که استان ابتدا یک ارزیابی تطبیقی انجام دهد و سپس قویترین پرونده را برای ثبت جهانی ارائه کند.با توجه به ظرفیتهای شناختهشده استان، سه گزینه میتوانند در اولویت بررسی قرار گیرند:
اولویت نخست: چالشتر ـ قفلسازی سنتی و فلزکاری
اولویت دوم: شهرکرد ـ نمدمالی
اولویت سوم: بروجن ـ گیوهدوزی
این رتبهبندی را باید پیشنهاد اولیه و قابل ارزیابی دانست، نه تصمیم قطعی.
اولویت نخست؛ چالشتر، میراث زنده قفلسازی و فلزکاری
اگر هدف، پیدا کردن رشتهای با هویت تخصصی، داستان تاریخی مشخص و قابلیت ایجاد یک پرونده متفاوت باشد، چالشتر میتواند گزینه نخست استان باشد.قفلسازی سنتی چالشتر فقط ساخت یک وسیله کاربردی نیست؛ پشت آن مجموعهای از مهارتهای آهنگری، فلزکاری، طراحی، ساخت قطعات ظریف و دانش فنی استادکاران قرار دارد.در منابع منتشرشده درباره صنایعدستی استان نیز قفلسازی سنتی چالشتر در کنار نمدمالی بهعنوان یکی از رشتههای دارای قدمت استان معرفی شده و برای آن سابقه ثبت نشانه جغرافیایی صنایعدستی کشور گزارش شده است.
اما یک واقعیت مهم وجود دارد: میراثی که استادکار و کارگاه نداشته باشد، دیگر یک میراث زنده نیست.
بنابراین اگر قرار است چالشتر نامزد شود، پیش از ارسال پرونده باید وضعیت امروز این هنر بهطور دقیق بررسی شود:
- تعداد استادکاران فعال چقدر است؟
- چند کارگاه وجود دارد؟
- چند جوان در حال آموزش هستند؟
- چه تعداد محصول تولید میشود؟
- بازار فروش کجاست؟
- چه تعداد نمونه تاریخی قابل مستندسازی وجود دارد؟
- و چه زیرساختهایی برای گردشگری صنایعدستی وجود دارد؟
پیشنهاد من ایجاد یک «طرح احیای قفلسازی چالشتر» است؛ طرحی شامل مستندسازی، بانک اطلاعات استادکاران، آموزش نسل جوان، احیای کارگاهها، طراحی محصولات جدید و ایجاد بازار.در گام بعد میتوان ایده «خانه قفل چالشتر» یا «مرکز زنده قفلسازی چالشتر» را دنبال کرد؛ مرکزی که در آن موزه، کارگاه زنده، آموزش، نمایش، فروش و طراحی معاصر در کنار هم قرار گیرند.در چنین شرایطی، قفل چالشتر از یک محصول سنتی به یک تجربه فرهنگی و گردشگری تبدیل خواهد شد.
پیشنهاد:چالشتر؛ نامزد شهر جهانی قفلسازی و فلزکاری سنتی
اولویت دوم؛ شهرکرد، نمدی که میتواند جهانی شود
گزینه دوم، شهرکرد با محوریت نمدمالی است؛ گزینهای که اتفاقاً از یک پشتوانه رسمی داخلی برخوردار است. شهرکرد در سال ۱۳۹۷ به عنوان شهر ملی نمد معرفی شد. سابقه طولانی نمدمالی در شهرکرد و وجود کارگاهها و ظرفیت تولید این هنر تأکید دارند. مهمتر اینکه موضوع جهانیشدن نمد شهرکرد در سالهای اخیر نیز در دستور کار مسئولان استان قرار گرفته است؛ بنابراین این گزینه صرفاً یک پیشنهاد نظری نیست و سابقه پیگیری رسمی نیز دارد.
نمد ظرفیت دیگری نیز دارد: قابلیت پیوند با اقتصاد خلاق معاصر. نمد میتواند وارد حوزههای طراحی داخلی، معماری، دکوراسیون، مد پایدار، محصولات هنری و طراحی محصولات سازگار با محیطزیست شود. در نتیجه، پیشنهاد میشود شهرکرد از «شهر ملی نمد» به سمت ایجاد یک برند بینالمللی نمد چهارمحال و بختیاری حرکت کند. ایجاد مرکز تخصصی نمد، طراحی محصولات جدید، آموزش جوانان، برندسازی، بستهبندی، فروش اینترنتی و توسعه صادرات میتواند بخشی از این برنامه باشد.
پیشنهاد: شهرکرد؛ نامزد شهر جهانی نمد
البته تصمیم نهایی باید بر اساس ارزیابی کارشناسی و معیارهای رسمی WCC اتخاذ شود.
اولویت سوم؛ بروجن، گیوه و ظرفیت یک برند بومی
سومین گزینه پیشنهادی، بروجن با محوریت گیوهدوزی است. گیوه از آن دسته هنرهایی است که میتواند میان میراث فرهنگی و نیازهای بازار امروز ارتباط برقرار کند. اگر این هنر با طراحی معاصر، مد پایدار، گردشگری و بازارهای جدید پیوند بخورد، میتواند از یک محصول سنتی به یک محصول خلاق تبدیل شود. اما پیش از هرگونه اقدام رسمی باید وضعیت واقعی این رشته در بروجن بررسی شود:
تعداد استادکاران، کارگاهها، میزان تولید، وضعیت نسل جوان، بازار فروش، ظرفیت صادرات و امکان توسعه طراحی.اگر این شاخصها شرایط لازم را تأیید کنند، بروجن میتواند سومین گزینه جدی استان باشد.
پیشنهاد:بروجن؛ نامزد شهر جهانی گیوه
یک اطلس برای تصمیمی که باید علمی باشد
پیشنهاد من به مسئولان استان این است که پیش از انتخاب نهایی، «اطلس صنایعدستی چهارمحال و بختیاری» تهیه شود.
این اطلس باید مشخص کند:
- کدام شهر چه هنری دارد؟
- چند استادکار فعال وجود دارد؟
- چند کارگاه فعال است؟
- پیشینه تاریخی هنر چیست؟
- چه اسناد و نمونههایی موجود است؟
- بازار آن کجاست؟
- نسل جوان چه میزان درگیر این هنر است؟
- چه زیرساختهای گردشگری وجود دارد؟
و مهمتر از همه، کدام شهر واقعاً آمادگی تبدیل شدن به یک شهر جهانی صنایعدستی را دارد؟
این کار میتواند از بسیاری تصمیمهای سلیقهای جلوگیری کند.
پرونده جهانی؛ فقط یک پوشه عکس نیست
پس از انتخاب شهر، پرونده باید بسیار فراتر از معرفی تاریخی باشد.یک پرونده قدرتمند باید حداقل هشت محور اصلی داشته باشد:
۱. تاریخ و هویت-اسناد تاریخی، منابع علمی و شواهد مستند.
۲. جامعه هنرمندان-تعداد استادکاران، هنرمندان و کارگاههای فعال.
۳. میراث زنده-اثبات اینکه هنر همچنان تولید و آموزش داده میشود.
۴. زیرساخت-موزه، بازار، کارگاه، مرکز آموزش، فضای نمایشگاهی و زیرساخت گردشگری.
۵. اقتصاد-تولید، اشتغال، درآمد، بازار و ظرفیت صادرات.
۶. نوآوری-پیوند هنر سنتی با طراحی و فناوریهای جدید.
۷. گردشگری خلاق-مسیرهای گردشگری، کارگاههای قابل بازدید، جشنوارهها و تجربه گردشگر.
۸. برنامه آینده-و شاید مهمتر از همه: اگر عنوان جهانی دریافت شد، پنج سال بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟
این پرسش باید پاسخ دقیق داشته باشد.
از یک شهر جهانی تا یک شبکه استانی
حتی اگر در مرحله نخست تنها یک شهر موفق به دریافت عنوان جهانی شود، نباید برنامه در همانجا متوقف شود.چهارمحال و بختیاری میتواند یک شبکه استانی صنایعدستی ایجاد کند:
- چالشتر؛ قفل و فلزکاری
- شهرکرد؛ نمد
- بروجن؛ گیوه
مناطق عشایری؛ چوقا، گلیم، جاجیم و بافتههای سنتی
این شبکه میتواند در نهایت یک برند واحد برای استان ایجاد کند:«صنایعدستی چهارمحال و بختیاری؛ میراث زنده زاگرس»چنین رویکردی حتی میتواند صنایعدستی را با گردشگری طبیعی، فرهنگی و عشایری استان پیوند دهد.
پیشنهاد تشکیل «ستاد شهر جهانی صنایعدستی»
برای جلوگیری از موازیکاری، پیشنهاد میشود استانداری چهارمحال و بختیاری با همکاری ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، شهرداریها، دانشگاهها، اتاق بازرگانی، بخش خصوصی، انجمنهای تخصصی و خود هنرمندان، ستاد شهر جهانی صنایعدستی استان را تشکیل دهد.
این ستاد باید مأموریت مشخص و زمانبندی داشته باشد:
- گام اول: شناسایی ظرفیتها
- گام دوم: تهیه اطلس صنایعدستی
- گام سوم: ارزیابی سه گزینه پیشنهادی
- گام چهارم: انتخاب پرونده اولویتدار
- گام پنجم: تکمیل مستندات
- گام ششم: تقویت زیرساختها
- گام هفتم: آمادهسازی و ارسال پرونده
- گام هشتم: برنامهریزی برای ارزیابی میدانی و تداوم برنامه پس از ثبت
در این ساختار، دانشگاه میتواند مسئول پژوهش و مستندسازی، میراث فرهنگی مسئول هماهنگی تخصصی، شهرداری مسئول زیرساخت شهری و بخش خصوصی مسئول بازار، سرمایهگذاری و صادرات باشد.اما نقش اصلی باید برای استادکاران و جامعه محلی محفوظ بماند؛ زیرا آنها صاحبان واقعی این میراث هستند.
عنوان جهانی؛ پایان کار نیست
یکی از خطرات در پروژههای فرهنگی این است که تمام انرژی صرف دریافت عنوان شود.اما تجربه برنامه WCC نشان میدهد که فلسفه شهرهای جهانی صنایعدستی، ایجاد شبکه، حمایت از صنایعدستی، نوآوری، گردشگری و تبادل دانش است.بنابراین دریافت عنوان باید شروع کار باشد.اگر یک شهر جهانی شود اما استادکار آن نتواند محصول خود را بفروشد، جوانان علاقهای به یادگیری هنر نداشته باشند و کارگاهها تعطیل شوند، عنوان جهانی به تنهایی نمیتواند میراث را نجات دهد.هدف نهایی باید این باشد که یک جوان چهارمحال و بختیاری بتواند از هنر پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ خود، یک شغل مدرن، آبرومند و پایدار بسازد.
سخن پایانی؛ فرصتی که نباید از دست برود
چهارمحال و بختیاری سرمایهای دارد که بسیاری از مناطق جهان برای بازسازی آن هزینههای سنگین میکنند: میراث زنده.هنوز استادکارانی وجود دارند که دانش خود را سینهبهسینه منتقل کردهاند؛ هنوز کارگاههایی وجود دارند که در آنها هنر سنتی تولید میشود و هنوز محصولاتی وجود دارند که میتوانند در بازارهای جدید با طراحی و بستهبندی مناسب، هویت تازهای پیدا کنند.اکنون فراخوان جهانی شورای صنایعدستی میتواند فرصتی باشد برای آنکه این میراث از حاشیه به متن توسعه استان بیاید.پیشنهاد روشن این است که چهارمحال و بختیاری با یک برنامه علمی و مستند، سه گزینه را در مرحله نخست بررسی کند:
· اولویت اول: چالشتر ـ قفلسازی سنتی و فلزکاری
· اولویت دوم: شهرکرد ـ نمدمالی
· اولویت سوم: بروجن ـ گیوهدوزی
سپس بر اساس دادههای واقعی و معیارهای شورای جهانی صنایعدستی، بهترین گزینه برای نخستین پرونده انتخاب شود.این رقابت فقط برای گرفتن یک عنوان نیست؛ رقابت برای حفظ هویت، ایجاد اشتغال، توسعه گردشگری و ساختن اقتصاد آینده استان است.
چهارمحال و بختیاری میتواند جهانی شود؛ اما نه با شعار.
با مستندسازی، با برنامه، با مشارکت مردم و با تبدیل میراث فرهنگی به یک اقتصاد زنده و پایدار.
اکنون پرسش این نیست که آیا استان صنایعدستی ارزشمند دارد یا نه؛ پاسخ این پرسش روشن است.
پرسش اصلی این است:
آیا میتوانیم این میراث را به اندازهای که شایسته آن است، احیا، معرفی و جهانی کنیم؟
نویسنده: مصیب شیرانی، فعال محیطزیست و میراث فرهنگی
