علیحسین نظری
اگر چه ساده زیستی و صداقت را می توان از ویژگی های خوب یک مدیر دانست،اما ساده بودن در نظارت بر عملکرد مدیران و کارگزاران را باید ویژگی زشت مدیر دانست که موجب اخلال در انجام امور مردم یا از کار افتادن ماشین پیشرفت استان میگردد.
پس باید ساده زیستی و صداقت به عنوان یک خصوصیت ارزنده با ساده بودن یا ساده لوحی
که ویژگی ناپسندی میباشند، از هم جدا کرد؛ به خصوص که این رفتار ناپسند در شیوهی مدیریتیک استان یایک دستگاه بزرگ اداری دیده شود، کم نیستند مدیرانی که با همهی نارسایی ها و کم کاری های میدانی، گزارشاتی مبتنی بر آمار و ارقام آبکی سرهم میکنند تا برای مدیران مافوق وانمود کنند که ما هم برای مردم کاری کردهایم. در اینجا سادلوحی و سادگی مدیران مافوق موجب پذیرش عملکرد نارسای مدیران زیردست و زمینه ساز نارضایتی و سرخوردگی مردم میشود. ولی باید بدانیم که امروز پس از خدای بزرگ برترین ناظر عملکرد ما مردمانی هستند که در کف کوچه و خیابان شهر و روستا عملکرد مدیران را زیرنظر دارند و در دل خود به این (به به) و (چه چه) های ظاهری پوزخند میزنند. مردم بارها دیده و شنیدهاند مدیران ناهمسو با شعار محرومیت زدایی و عدالت گرایی را که در حوضه کاری خود که در انجام امور زیربنایی و زیرساخت های استان مورد تشویق مدیریت استان قرار گرفتهاند. این رفتار غلط که ناشی از ساده لوحی و سادگی مدیریتی است درست مانند این است که رفوزه ها را شاگرد برتر بدانیم.
آیا وقت آن نرسیده است که ساده لوحی و سادگی را کنار بگذاریم تا واقعنگر و حقیقت بین باشیم؟ آیا وقت آن نرسیده است که با یک ارزیابی کوچک ببینیم چرا در حوضه زیرساخت ها و نیاز های زیربنایی شهرستان ها و بخش ها، عدالت و محرومیت زدایی مقفول ماندهاست؟ آیا وقت آن نرسیده است که به وعدههای دروغین، مصاحبه های ساختگی و گزارشات آبکی پایان دهیم؟
یادمان باشد مدیران زرنگ و غیرهمسو در راه خدمت به مردم شما را به خاطر ویژگی ساده لوحی و سادگیتان دوست دارند و از این شیوهی مدیریتی برای رسیدن به منافع خویش بیشترین بهره را میبرند!
این گونه مدیران را ما مدیران ساده دوست مینامیم که وجود سادگی در مدیریت کلان استان را برای اغفال شما و مردم میپسندند.
ما سعی داریم به خاطر حفظ حرمت اشخاص از ذکر مصادیق خودداری کنیم اما لطفاً شما هم در نظارت بر آنان سادگی نکنید تا بتوانیم به تعبیر شهید بهشتی تلخی رفتار صادقانه را بر شیرینی رفتار کاذبانه ترجیح دهیم و در راه رضای خدا و خدمت به بندگانش چشمهایمان را بشوییم، جور دیگر ببینم.