اظهارنظر رئیس جمهور محترم مبنی بر اینکه: «قربان خدا بروم، به هر شکلی دارد ما را میچلاند»، در مقام مدیر اجرایی کشور، تلقیای خطرناک از شانه خالی کردن از مسئولیت را تداعی میکند. امروز، میلیونها ایرانی زیر فشار تورم، بیثباتی بازار و استیصال معیشتی، «چلاندن» واقعی را لمس میکنند. در چنین شرایطی، انتظار جامعه این است که ریشه این فشار اقتصادی نه در اراده قضا و قدر، بلکه در ناکارآمدیهای ساختاری و سوءمدیریت جستجو شود و مسئولان در قبال آن پاسخگو باشند.
آقای پزشکیان! آیا بارندگی در کشور طی این چند روز اخیر کم بود؟ یا این تیم اقتصادی شماست که با بیبرنامگی و سیاستهای غلط، نه تنها مردم و قشر ضعیف جامعه را میچلاند، بلکه عملاً آنها را له میکند؟ خداوند رئوف و بخشنده است. اگر امروز مردم ایران تحت فشار کمرشکنی قرار دارند، نه به دلیل کملطفی الهی یا کمبود بارش، بلکه نتیجه مستقیم «ندانمکاریها» و «سیاستهای غلط اقتصادی داخلی» است. انداختن بار مشکلات معیشتی بر گردن قضا و قدر، در نهایت جز دور کردن مردم از اعتماد به مدیریت کشور، دستاوردی ندارد و شباهت عجیبی به پناه بردن به «منبر» برای توجیه ناکارآمدیهای «میز مدیریت» دارد.
بازگشت بانیان وضع موجودبزرگترین معضل، در ترکیب و عملکرد «تیم اقتصادی تکراری» پیشنهادی شما نهفته است. تیمی که متأسفانه، برخی از اعضای آن، به اذعان بسیاری از کارشناسان و مردم، همان بانیان وضع موجود و معماران اصلی بحرانهای سالهای اخیر بودهاند. چگونه میتوان انتظار داشت مجموعهای با سوابق شکستآمیز، ناجی اقتصادی باشد که خود در خلق آن بحران نقش داشته است؟ این تیم اقتصادی فشل، گویا هنری جز گرانسازی قیمتها را نیاموخته است. وقتی حتی کالاهای تنظیم بازار نیز تحت فشار تصمیمات غلط، از دسترس قشر ضعیف خارج میشوند و در مقابل، بازار ارز به صورت رها و یله به امان خود گذاشته میشود تا نوساناتش نبض تورم را در دست بگیرد، طبیعی است که مردم بپرسند: «چه کسی دارد ما را میچلاند؟» پاسخ این سؤال، دیگر آسمانی نیست؛ پاسخ، زمینی و ملموس است و در عملکرد یک تیم اقتصادی ضعیف خلاصه میشود که توان مدیریت بحران را ندارد.
عیب را در اطرافیان خود ببینید
آقای پزشکیان! این کشور نیازمند مدیریت مقتدر، منسجم و غیرتکراری است که قادر باشد بحران را نه با خطابه، بلکه با عمل و تدبیر علمی مهار کند. مطالبات مشخص مردم از شما این است:
پاسخگویی: به جای توجیه مشکلات با توسل به توجیهات غیرعلمی، عیب را در عملکرد تیم و سیاستهای خود ببینید و برای آن برنامه عملیاتی ارائه کنید.
تغییر ساختاری: تیم اقتصادی ناکارآمد و تکراری که بانیان وضع موجود هستند، باید کنار گذاشته شوند و جای خود را به متخصصان متعهدی بدهند که چشمانداز علمی و اجرایی برای نجات اقتصاد دارند.
برنامهریزی علمی: کشور نیازمند بازگشت به اصول مدیریت علمی است؛ از رها کردن بازار ارز جلوگیری کنید و قیمت کالاهای اساسی و تنظیم بازار را با تدبیر و قدرت کنترل نمایید.
در پایان، این سخن مطرح میشود که: «ابایزید! برای فرار از بدنامی توطئه، به منبر برو و مردم را وادار به دعا کن؛ همه چیز را به گردن خدا بیاندازید.» این همان سیاستی است که تلاش میکند مشکلات را نه نتیجه ناکارآمدی، بلکه نتیجه قضا و قدر جلوه دهد. با این اوصاف، پرسش نهایی این است: آقای پزشکیان! چه شباهت عجیبی بین رویکرد تیم شما و تلاش برای توجیه ناکارآمدیها با توسل به تقدیر وجود دارد.
اوژن رئیسی
خبرنگار زردکوه