هر سال صدها دانشجو از دانشگاههای استان فارغالتحصیل میشوند؛ جوانانی که سالها برای کسب دانش و مهارت تلاش کردهاند و با امید به آینده، پا به بازار کار میگذارند. اما واقعیت تلخ این است که بسیاری از آنان، پیش از آنکه فرصت خدمت به شهر و استان خود را پیدا کنند، ناچار چمدانشان را میبندند و راهی شهرهای بزرگ میشوند. برای بسیاری از جوانان، مهاجرت دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه پاسخی اجباری به کمبود فرصتهای شغلی و حرفهای است.
سالهاست از ظرفیتهای کمنظیر چهارمحال و بختیاری در حوزههای گردشگری، کشاورزی، آبزیپروری، صنایعدستی و نیروی انسانی تحصیلکرده سخن گفته میشود. استانی با طبیعتی منحصربهفرد، منابع آبی، دانشگاههای فعال و جوانانی توانمند؛ اما پرسش اینجاست که اگر این ظرفیتها وجود دارد، چرا بخش قابلتوجهی از فارغالتحصیلان، آینده خود را بیرون از مرزهای استان جستوجو میکنند؟
اگرچه بر اساس آمارهای رسمی، نرخ بیکاری چهارمحال و بختیاری در سالهای اخیر به حدود ۷٫۴ درصد و سپس به ۶٫۳ درصد کاهش یافته و حتی به کمتر از میانگین کشور رسیده است، اما این آمار بهتنهایی تصویر کاملی از وضعیت بازار کار ارائه نمیدهد. کارشناسان همواره تأکید میکنند که در کنار نرخ بیکاری باید کیفیت اشتغال، فرصتهای متناسب با تخصص فارغالتحصیلان و میزان ماندگاری نیروهای جوان در استان نیز مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، چهارمحال و بختیاری در سالهای گذشته همواره در میان استانهای دارای نرخ بیکاری بالا قرار داشته و آثار آن همچنان در بازار کار استان قابل مشاهده است.
یکی از مهمترین دلایل این وضعیت، کمبود فرصتهای شغلی برای نیروهای متخصص و تحصیلکرده است. نبود حمایت مؤثر از کسبوکارهای نوپا، محدود بودن فعالیت شرکتهای دانشبنیان و ضعف سرمایهگذاری در بخشهایی که مزیت نسبی استان به شمار میروند، موجب شده بسیاری از جوانان برای یافتن شغل متناسب با تخصص خود، استان را ترک کنند.
پیامد این روند تنها خروج چند نیروی متخصص نیست؛ بلکه کاهش تدریجی سرمایه انسانی استان است. هر جوانی که استان را ترک میکند، تنها یک نفر از جمعیت شهر کم نمیشود؛ بخشی از خلاقیت، دانش، سرمایه فکری و توان توسعه استان نیز از دست میرود. توسعه، تنها با ساخت جاده، پل و ساختمان محقق نمیشود؛ توسعه واقعی زمانی شکل میگیرد که جوانان احساس کنند میتوانند آینده شغلی و زندگی خود را در زادگاهشان بسازند.
البته انتظار ایجاد هزاران فرصت شغلی در مدت کوتاه، واقعبینانه نیست؛ اما نبود برنامهای منسجم برای کاهش تدریجی این مشکل نیز قابل پذیرش نیست. حمایت از کارآفرینان جوان، توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی، گسترش گردشگری و بومگردی، تقویت شرکتهای دانشبنیان، استفاده از ظرفیت رسانهها و بهرهگیری از توان فارغالتحصیلان در پروژههای عمرانی، فرهنگی و شهری، از جمله اقداماتی است که میتواند امید را به نسل جوان بازگرداند.
جوانان استان بیش از هر چیز، به فرصت نیاز دارند؛ فرصتی برای اثبات تواناییهای خود و ساختن آیندهای در شهری که به آن تعلق دارند. اگر امروز برای حفظ این سرمایه انسانی برنامهریزی نشود، فردا هزینه مهاجرت نخبگان و خالی شدن استان از نیروهای متخصص، بسیار سنگینتر از سرمایهگذاری امروز خواهد بود.
چهارمحال و بختیاری از ظرفیتهای طبیعی و انسانی کمبودی ندارند؛ آنچه هنوز جای خالی آن احساس میشود، برنامهای عملی و پایدار برای حفظ، حمایت و بهکارگیری جوانانی است که میتوانند آینده این استان را بسازند.
امینی