رئیسی خبر نگار زردکوه
صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت
قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند
خواجه شمسُالدّینْ محمّدِ بن بهاءُالدّینْ محمّدْ حافظِ شیرازی مشهور به لِسانُالْغِیْب تَرجُمانُ الْاَسرار لِسانُالْعُرَفا و ناظِمُالاُولیاء مختلص به حافظ،نامی آشنا برای همگان است او یکی از تاثیرگذارترین شاعران در ایران و جهان به شمار میرود. و ارج نهادن به مفاخر ملی، از وظایف همه ما مردم ایران است.
حافظ را حافظهٔ روزگار نامیدهاند. واقعا حافظ چه دارد که شاعران پیش و پس او ندارند؟ و چرا قلهای که او بر آن ایستاده این قدر مرتفع است؟ چرا دیوان شعرش از بیشتر شاعران بزرگ لاغرتر است؟ شاعری با این درجه از توانایی و این میزان تسلط بر زبان فارسی و عربی و قرآن کریم و سایر علوم عقلی و نقلی واقعا در عمر حیات شاعریاش پانصد غزل سروده است؟ این تعداد غزل از کارنامه شاعران جوان هم به مراتب کم تر است! آیا حافظ کمگوی و گزیدهگوی بوده یا پرگوی و کمخوان؟ اصلا چرا از زندگی شخصی و احوال درونیاش هیچ اطلاعاتی در دست نیست؟
چرا این قدر نسخ مختلف از دیوان حافظ در دسترس ماست؟ چرا شعر او بر خلاف نقد تند و تیز حاکمان همواره مورد توجه و رضایت حاکمان است؟ اتفاقا همه این سوالات به علاوه سوالات دیگر است که حافظ را حافظهٔ روزگار کرده است.
حافظ به «عشق و شباب و رندی» دست یافته که «مجموعه ی مراد» است و با آن «گوی بیان» زده است. او زبان فارسی و ذات واژهها را عمیق و دقیق دریافته و آن قدر به معانی چندگانه کلمات واقف است که شعرش به منشوری تبدیل شده با طیفهای رنگی در هم تنیده. شبکهای استوار و تودرتو از لفظ و معنی. حافظ را از هر طرف که ببینی و بخوانی زیباست.
روز حافظ فرخنده باد